جهادگران با بصیرت

اولین مرجع بصیرتی و عقیدتی شهرستان جویبار

جهادگران با بصیرت

اولین مرجع بصیرتی و عقیدتی شهرستان جویبار

جهادگران با بصیرت

بسم الله الرحمن الرحیم
اَلا وَ لا یَحْمِلُ هذَا الْعَلَمْ اِلّا اَهْلَ الْبَصَرِ وَ الصَّبْر
ما همه مدیون خون شهدا هستیم "مقام معظم رهبری"
شما کابران عزیز می توانید برای پشتیبانی از طریق "تماس با ما" و یا با ارسال پیشنهادات و انتقادات خود به شماره 09116854656 ما را به بهتر شدن تارنمایمان راهنمایی نمایید.
با تشکر مدیریت سایت جهادگران با بصیرت
ابوالفضل مهدوی دیوکلائی

همسنگران
سایت رهبری سایت رهبری
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۵ مطلب با موضوع «مذهبی» ثبت شده است

۱۱
مرداد
۹۵

تاریخ شبیه ترین شخصیت به قاسم سلیمانی، مالک اشتر نخعی هست بخاطر اینکه :

1- هم حاج قاسم و هم مالک روستا زاده ای بودند که از زیر دست به مقام رسیدند و این مقام بخاطر پارتی بازی و پول خرج کردن نبود بلکه بخاطر توانمندی و استعدادشون بد.

2- هم حاج قاسم و هم مالک نام رهبرشون و فرماندهشون علی هست و عاشق فرماندهشون هستند و حاضرند براش تا آخرین قطره خون جانفشانی کنند.

3- هم حاج قاسم و هم مالک در جنگ های بسیار زیادی شرکت داشتند و هردوتا منطقه عملیاتی عراق و شام رو در کارنامه خودشون دارند.

4- هم حاج قاسم و هم مالک بارها در جنگ ها به مقام جانبازی نائل شدند و اثراتی از این آثار در بدنشون دیده میشه مثل چشم مالک و دست حاج قاسم.

5- هم حاج قاسم و هم مالک بجای اینکه بیشتر از دشمن خارجی ضربه بخورند بیشتر از دشمنان داخلی که ادعای دوستی می کنند ضربه می خورند.

6- هم حاج قاسم و هم مالک هم با کفار جنگ کردند و هم با کسانی طرف بودند که ادعای مسلمانی می کردند اما بویی از اسلام و پیغمبر و قرآن نبرده اند و جاهل ترین زمان خود هستند.

7- هم حاج قاسم و هم مالک ولایت پذیر، سیاستمدار و کاردان در امور مدیریت سیاسی، فصاحت و بلاغت، اهل جهاد و هجرت، دشمن شناس، شجاع و با بصیرت، انقلابی، قاطع، سازش ناپذیر در دفاع از ارزشهای اسلامی، بردبار، خویشتن دار، خیرخواه مردم هستند.

امیرالمومنین در مقام مالک اشتر فرمودند : مالک از برای من چنان بود که من برای رسول خدا (ص) بودم.

ناخدای انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای در مقام قاسم سلیمانی فرمودند : خود شما هم که آقای سلیمانی باشید در نظر ما شهیدید، شما شهید زنده هستید.

  • خادم الشهدا
۱۱
مرداد
۹۵

جوان 22ساله یهودی سخنرانی خود را در خطاب به مسلمانان این طور شروع می کند.

مسجدی از فرقه شیعه را منفجر کردیم وبه شما گفتیم کار فرقه سنی بوده و همین کار را با فرقه سنیها کردیم و این طور کشت و کشتار را بین شما راه انداختیم....

به فرقه سنیها فهماندیم که دشمن درجه یک انها فرقه شیعه هست و این کار با فرقه شیعه هم کردیم و نسلهای مسلمانان را ازبین بردیم...

به چی افتخار می کنید؟؟؟

ماهوارهایمان را راهی خانهایتان کردیم و شبکه های اختصاصی به تمام زبان مسلمان ایجاد کردیم .

فیلم های غیر اسلامی درست کردیم و انها را درست وقت عبادت شماها پخش کردیم و این طور اسلام شما را نابود کردیم...

بازارهایتان را از لباسهای نازک و تنگ پر کردیم و هر روز به نازکی و تنگی ان افزودیم....

به چی افتخار می کنید؟؟؟

فرهنگ دوستی پسرها رو با دخترها رو بین جوانان شما اوردیم و ایمان جوانان شما سست کردیم ....

دانشگاهایتان را با ترفنهای حرفه تعطیلی کردیم و امروز می بینم دانشگاهایتان فقط محل دوستی و رفاقت هست....

به چی افتخار می کنید؟؟؟

به عربها فهماندیم که دشمن سر سخت انها فارسها هستند و به فارسها فهماندیم که عربها دشمن درجه یک انها هستند ....

به چی افتخار می کنید؟؟؟؟

مدام به فارسها از تاریخ درخشان گذشتشان می گوییم و انها را در مقابل اعراب قرار می دهیم....

در بین شما جکهایی در مورد بزرگان شما درست کردیم و شما هم استقبال کردید...

لعن و نفرین و سب را به هر دو فرقه شیعه و سنی اموختیم و به انها گفتیم که باید همدیگر را سب و لعن کنید....

به چی افتخار می کنید ؟؟؟؟

بین دو کشور مسلمان فتنه انداختیم و به یک طرف اسلحه دادیم تا طرف دیگری را بکشد و همینطور نسلهای شما را ازبین بردیم....

قران شما را طبق خواست خودمان تفسیر کردیم و بعضیها رو تکفیر کردیم و گفتیم کشتن اینها حلال است....

مذهب جدیدی درست کردیم و ان را قوی ساختیم و به اسلحه دادیم تا شما را بکشد وشما خواب هستید....

به چی افتخار می کنید؟؟؟؟

برنامهای اجتماعی را بین شما رواج دادیم و شما را مشغول کردیم تا مبادا بیدار شوید و به بسوی ما بیایید....

فیلمهایی ساختیم و خیانت را به خانهای شما اوردیم .....

و خیلی چیزهای دیگر......

و اما ای یهودیان سر افراز امروز هیچ فشنگی روانه ما نمی شود زیرا مسلمانان در گیر کشتار همدیگر هستند شبها را راحت بخوابید .....

زمانی بود که اسلام بر جهان حکومت می کرد

اما امروز مسلمانان نمی توانند بر خود حکومت کنند.....

بله انها در عراق...سوریه....لبنان....یمن....لیبی... تونس....مصر...عربستان....افغانستان.....پاکستان.....ایران....قطر...کویت.....امارات...ترکیه...و خیلی جاهای دیگر دارند همدیگر را می کشند .....بله چون ما به انها فهماندیم که ما دشمن انها نیستیم....

جوان یهودی دستان خود را بالا برد و با تمام قدرت فریاد زد ......ای محمد اسلامی که تو انرا بر تمام جهان فرستادی امروز چراغ ان نور نمی دهد....

ای محمد دیگر کتاب تو خوانده نمی شود زیرا اگر خوانده می شد پیروان تو همدیگر را نمی کشند.....

زمانی تو به انها می گفتی یهودیان دشمن درجه یک تو هستند ولی الان ما قاعده رو تغییر دادیم ...

می بینی ای محمد امت تو غرق در خون است روزانه هزاران مسلمان کشته می شود ان هم به دست مسلمانی دیگر ......زیرا به انها یاد دادیم که انها برادر نیستند زیرا دیگر کتاب تو خوانده نمی شود......
وای بر من و وای بر تویی که این پیام رو پخش نکنی تا همه بدونن که دشمن درجه یک، برادر مسلمان من نیست بلکه یهودی است.....

  • خادم الشهدا
۲۳
خرداد
۹۴

آهنگ بسیار زیبا از خواننده جوان جویباری جناب آقای حسن رضایی در نیمه شعبان

 

 

  • خادم الشهدا
۱۸
دی
۹۳

مداحی مازندرانی

شما کاربران گرامی می توانید این مداحی ها را به صورت آنلاین گوش کرده و نیز آن ها را دانلود فرمایید.

  • خادم الشهدا
۱۳
دی
۹۳

افترا و بهتان به جهت آثار مخرب و زیانبار در دو حوزه فردی و اجتماعی از صفات و هنجارهای ناپسندی است که هم از نظر حقوقی جرم و هم از نظر اخلاقی زشت و ناپسند است و هم از نظر اجتماعی مخل امنیت و از نظر روانشناسی موجب بحران شخصیت میشود و انسان سالم را از حالت تعادل بیرون می­برد. براى نمونه به چند مورد اشاره مى کنیم:

الف: پیامدهای اجتماعی تهمت

1- سلب امنیت روانى:

تـهـمـت زدن، آرامـش روحـى جـامـعـه را دچـار اخـتـلال مـى کـند و سبب مى شود که مردم همواره در حالت تشویش و نگرانى به سر برند؛ چرا کـه هـر آن مـمـکـن است از سوى هر کسی مورد اتهام قرار گیرند و حیثیت و آبرویشان بر بـاد رود و چنین حالتى ثبات زندگى فردى و اجتماعى را بر باد مى دهد. علاوه بر اینکه سبب بسیارى از امراض روانى و جنگ اعصاب نیز مى شود.

2- اشاعه فحشا:

مطرح کردن گناه و کارهاى زشت دیگران، خواه راست باشد یا دروغ، قبحِ گناه و حرمت را در جامعه مـى­شـکند و دیگران را نیز به ارتکاب آن تشویق مى کند. چنین کارى در قرآن، ترویج فحشا و زشتیها محسوب شده و تهمت به دیگران از مصادیق بارز آن است!»1

3- احساس بى اعتمادى:

بـا رواج تـهمت، افراد نسبت به یکدیگر بدبین مى شوند و علاوه بر اشخاصى که مورد اتهام قـرار گـرفـتـه انـد، از دیـگـران نیز سلب اعتماد مى شود و این جوّ بدبینى دامنه اش گسترده خـواهـد شـد بـطـورى کـه دیـگر کسى به دیگری اطمینان نخواهد کرد و چنین حالتى براى جامعه انسانى یک فاجعه است.

پیامد های فردی

آتش تهمت بیش از آنچه به دیگران ضرر رساند دامن صاحب خویش را مى سوزاند و هستى تهمت زنـنـده را نـشانه مى رود:

1- لعن و نفرین الهى:

  قـرآن مـجـیـد کـسـانـى را کـه بـه زنـان پـاکـدامـن تـهـمـت عمل زشت مى زنند لعنت کرده و فرموده است:

«کسانی که زنان پاکدامن و بی‌خبر (از هرگونه آلودگی) و مؤمن را متهم می‌سازند در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند ...»

2- بى ایمانى:

کسانی که در محضر خدا و برخلاف خواست او به بندگان بى گناهش بهتان مى زنند یا بـه خـدا و پـیـامبرش افترا مى بندند در واقع بى ایمانى خویش را ثابت مى کنند. امام صادق(ع) فرمود:

«وقـتـى مـؤمـنـى بـه برادرش تهمت مىزند، ایمان از دلش رخت برمى بندد چنان که نمک در آب ذوب مى­شود.»

3-  انتقام خدا:

  سـرانجام دست انتقام الهى، گلوى بهتان زننده را خواهد فشرد. امـام رضـا(ع) از رسول اکرم(ص) چنین نقل مى کند:

«هر که به مرد یا زن با ایمان بهتان زند یا درباره او چیزى گوید که در او نیست خداى تعالى روز قیامت او را بر تلى از آتش وادارد تا آنچه گفته از سرش بدر آید.»

بـا تـوجـه بـه زشـتـى و سـنـگـیـنـى بـهـتـان و پـیـامـدهـاى شـوم آن، روشـن اسـت کـه عقل و شرع به اتفاق، این پدیده ناهنجار اجتماعى را بشدت محکوم و ممنوع کنند و خردمندان را از ارتکاب آن باز دارند.

این گونه دروغ، زشت‏ ترین دروغ‏هاست و اگر بگوییم از بد ترین جنایتها بدتر است، چندان راه دورى نرفته ‏ایم، زیرا جنایت کار ، جان را مى ‏گیرد، ولى‏ مفترى، حیثیت و آبرو را

1-علی اکبریان تبریزی،عنوان مقاله:پیامدهای فردی،روانی و اجتماعی تهمت

2-إِنَّ الَّذِینَ یحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ...

نتیجه بهتان و افتراء به این و آن اینست که نظام اجتماعی دیر یا زود از هم بپاشد و عدالت اجتماعی از بین برو.د حق باطل و باطل حق جلوه کند، بیگناهان متهم و گرفتار، ‌و گناهکاران تبرئه و آزاد باشند، حسن ظن به سوء ظن نسبت بکدیگر تبدیل گردد و اعتماد عمومی مردم از یکدیگر سلب شود و زمینهی هرج و مرج فراهم گردد و نا امنی و نار ضایتی رشد یابد،‌ دوستی و صمیمیت جایش را به کینه و عداوت بدهد، مردم پراکنده و متفرق و بدون ارتباط با یکدیگر زندگی کنند و از تجمع و تشکل و انسجام خبری نباشد. بدون شک چنین جامعه‌ای نمی‌تواند دوام و بقاء داشته باشد بلکه بزودی سقوط خواهد کرد و مردم آن هلاک و گرفتار انواع مشکلات و بلایا خواهند شد. و لذا امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: هر گاه مؤمنی برادر مؤمن خویش را متهم سازد و به او تهمت بزند ایمان از قلب او محو می‌شود همچنانکه نمک در آب ذوب می‌گردد. و وقتی ایمان مؤمن ذوب شد و دیگر اثری از ایمان در قلبش باقی نماند جایگاهش دوزخ است چنانکه پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: هر کس به مرد یا زن با ایمانی بهتان بزند یا دربارهی کسی چیزی بگوید که در او نیست خداوند در قیامت او را بر تلی از آتش قرار می‌دهد تا از آنچه گفته است خارج شود. و از عهدهی‌ گفتهی خود بیرون آید.
در قرآن کریم بیش از چهل آیه درباره تهمت و بهتان به مردم در رابطه با جریانات مختلفی نازل شده که چند نمونه مهم آن ذکر می‌شود.

تهمت دو صورت دارد:

  • افتراء: تهمت زننده با علم و آگاهی، گناه یا عیبی را به شخصی نسبت می‌دهد یعنی می‌داند که آن شخص دارای این عیب نیست و یا این گناه از او صادر نشده است مع الوصف آن را به او نسبت می‌دهد و حتی گاهی خود او مرتکب عمل زشتی شده ولی برای نجات خود از گرفتاری و فرار از مجازات آنرا به دیگری نسبت می‌دهد، که در اصطلاح به آن افتراء گویند.
  • بهتان: تهمت زننده بدون علم بلکه از روی ظن و گمان چیزی را به شخصی نسبت می‌دهد مانند نمونهی اول و دوم که در اصطلاح به آن بهتان گویند. ریشهی صورت دوم همان سوء ظن و بدبینی نسبت به دیگران است که موجب می‌شود هر کاری که از دیگران صادر شود آنرا حمل بر فساد و بدی کند. و اکثر تهمت‌ها بخاطر ناآگاهی و سوء ظن است، و لذا خداوند در قرآن می‌فرماید: ای مؤمنان از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید زیرا بعضی از گمان‌ها گناه است.

البته کاملاً روشن است که پیدایش ظن و گمان یا وهم و خیال در ذهن امری غیر اختیاری می‌باشد و حسن و قبح، ثواب و عقاب در قلمرو افعال اختیاری است نه غیر اختیاری، بنابراین مراد اینستکه به گمان خود ترتیب اثر ندهید و از عمل بدون علم اجتناب ورزید زیرا بسیاری از کسانی که بدون علم و بر اساس حدس و گمان عمل می‌کنند مرتکب گناه و معصیت می‌شوند. چنانچه در آیه دیگر فرمود: از آنچه بدان علم نداری پیروی مکن و در جای دیگر گروهی را بخاطر اینکه به سوء ظن خود ترتیب اثر دادند ملامت و سرزنش می‌کند و می‌فرماید: شما بدگمان شدید و سوء ظن پیدا کردید و بر اساس آن عمل کردید پس هلاک و تباه گشتید. و نیز می‌فرماید: مشرکان پیروی نمی‌کنند مگر گمان را و آنان گمان آوران هستند

حمل فعل مسلمان بر صحت:

مؤمن نه تنها نباید به برادر و خواهر مؤمن خویش سوء ظن داشته باشد و به آن ترتیب اثر بدهد بلکه باید عمل او را حمل بر صحت کند و بکوشد تا سوء ظن خویش را به حسن ظن تبدیل نماید.
امیر مؤمنان علی علیه السلام ـ در این رابطه می فرماید: باید گفتار و کردار برادر دینی خود را به بهترین وجه قرار دهی مگر اینکه یقین پیدا کنی و راه توجیه (حمل بر صحت) بر تو بسته باشد. و نباید به سخن برادرت بد گمان باشی در حالیکه تو محمل خوبی برای توجیه کلام او می‌یابی.

همچنین محمد بن فضیل می‌گوید. به امام هفتم عرض کردم: بعضی از افراد موثق برای من خبر آوردند که یکی از برادران دینی دربارهی‌ من مطلبی گفته که آنرا نمی‌پسندم از او در این باره سؤال کردم، او انکار نمود تکلیف من چیست؟ حضرت فرمود: گوش و چشمت را نسبت به برادرت تکذیب کن بطوریکه اگر پنجاه عادل در نزد تو گواهی بدهند که فلانی دربارهی تو چنین مطلب نادرستی را مطرح ساخته تو باید آنان را تکذیب، و برادر ایمانی خود را تصدیق کنی و آنچه را که باعث ریختن آبروی او میشود اشاعه ندهی که در غیر این صورت از مصادیق آیهی: ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین امنوا، خواهی بود.
بنابراین مادامی که میتوانی باید قول و فعل مؤمن را حمل بر صحت، و به خیر و صلاح توجیه کنی و نباید به او بدبین و بد گمان باشی و امر او را بر فساد و بدی حمل نمائی، حتی اگر از دهان مؤمنی بوی شراب به مشامت رسید نباید به او سوء ‌ظن پیدا کنی که او شراب خورده، و مرتکب فعل حرام گشته، ‌بلکه باید محمل خوبی برای آن بیابی مثلاً بگوئی که شاید طبق تجویز پزشک به منظور مداوا و درمان نوشیده و یا فساق او را مجبور به شرب خمر کرده‌اند و یا اشتباها بجای شیشه‌ی سرکه بطری شراب را برداشته و بدهان ریخته و هنگامی که متوجه شده که شراب است بلافاصله آنرا بیرون ریخته و حتی قطره‌ای هم فرو نبرده است.

علی اکبریان تبریزی،عنوان مقاله:آثار سوء اجتماعی تهمت.

  • خادم الشهدا