۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

مدتیه تو شبکه های اجتماعی یه عده خانم هی پیام می فرستن که در اسلام حقوق زن در نظر گرفته نشده و در حق زن ها اجحاف شده و زن ها در اسلام دیده نشدن و ازین جور حرفا.

امان از دست این خانما. ما مردا باید شاکی باشیم که اسلام اصلا به ما اهمیت نداده. هرچی عشق و حال برا خانماست اما هرچی دوندگی و کار و عرق ریختن و خون دل خوردن برا ما مرداست.

والا موقعی که میخوایم ازدواج کنیم میگن باید مرد ها به زن ها مهریه بدن. مگه ما مردا سر گنج نشستیم که مهریه بدیم خب زن ها به مرد ها مهریه بدن مگه چی میشه؟

بعد ازدواجم باید ماهیانه به زن ها نفقه بدیم. این کجای عدالته که باید هم قبل ازدواج پول بدیم و هم بعد ازدواج؟ مگه چه خبره؟ چرا اسلام به فکر ما مردا نیست؟

از این ها بدتر اگه برای خانم ها اتفاقی بیقته طبق دستور اسلام نصف دیه زن به مرد میرسه اما اگه برای مرد اتفاقی بیفته دو برابر دیه مرد رو میدن به زن. این کجای عدالت و انصافه که مرد از زن کمتر بگیره؟

بچه هم که بودیم دختر عزیز دل بابا بود و هرچی میخریدن اول میدادن به دختر. تا اعتراض می کردیم میگفتن سفارش پیغمبره. پس ما پسرا چی؟ تازه طبق احادیث میگن بهشت زیرپای مادرانه. احتمالا جهنم هم مال ما مرداست.

اوج فمنیستی بودن اسلام اینجاست که خدا تو سوره های خودش یه سوره (کوثر) برای زن ها فرستاده اما ما مردای بیچاره و بد بخت رو آدم به حساب نیاورده.

حالا به ما مردا چی گفته؟ گفته تا میتونین کار کنین و پول بیارین چون مردها باید خرجی خونه رو بدن نه زن ها و زن ها باید مثل پادشاه ها بشینن و مرد ها براشون پول بیارن.
من پیشنهاد میدم ما مرد ها برای احقاق حقوق از دست رفته خودمون یه تظاهرات برپاکنیم تا حق نادیده گرفته شده خودمون رو از اسلام بگیریم.

تاریخ شبیه ترین شخصیت به قاسم سلیمانی، مالک اشتر نخعی هست بخاطر اینکه :

1- هم حاج قاسم و هم مالک روستا زاده ای بودند که از زیر دست به مقام رسیدند و این مقام بخاطر پارتی بازی و پول خرج کردن نبود بلکه بخاطر توانمندی و استعدادشون بد.

2- هم حاج قاسم و هم مالک نام رهبرشون و فرماندهشون علی هست و عاشق فرماندهشون هستند و حاضرند براش تا آخرین قطره خون جانفشانی کنند.

3- هم حاج قاسم و هم مالک در جنگ های بسیار زیادی شرکت داشتند و هردوتا منطقه عملیاتی عراق و شام رو در کارنامه خودشون دارند.

4- هم حاج قاسم و هم مالک بارها در جنگ ها به مقام جانبازی نائل شدند و اثراتی از این آثار در بدنشون دیده میشه مثل چشم مالک و دست حاج قاسم.

5- هم حاج قاسم و هم مالک بجای اینکه بیشتر از دشمن خارجی ضربه بخورند بیشتر از دشمنان داخلی که ادعای دوستی می کنند ضربه می خورند.

6- هم حاج قاسم و هم مالک هم با کفار جنگ کردند و هم با کسانی طرف بودند که ادعای مسلمانی می کردند اما بویی از اسلام و پیغمبر و قرآن نبرده اند و جاهل ترین زمان خود هستند.

7- هم حاج قاسم و هم مالک ولایت پذیر، سیاستمدار و کاردان در امور مدیریت سیاسی، فصاحت و بلاغت، اهل جهاد و هجرت، دشمن شناس، شجاع و با بصیرت، انقلابی، قاطع، سازش ناپذیر در دفاع از ارزشهای اسلامی، بردبار، خویشتن دار، خیرخواه مردم هستند.

امیرالمومنین در مقام مالک اشتر فرمودند : مالک از برای من چنان بود که من برای رسول خدا (ص) بودم.

ناخدای انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای در مقام قاسم سلیمانی فرمودند : خود شما هم که آقای سلیمانی باشید در نظر ما شهیدید، شما شهید زنده هستید.

جوان 22ساله یهودی سخنرانی خود را در خطاب به مسلمانان این طور شروع می کند.

مسجدی از فرقه شیعه را منفجر کردیم وبه شما گفتیم کار فرقه سنی بوده و همین کار را با فرقه سنیها کردیم و این طور کشت و کشتار را بین شما راه انداختیم....

به فرقه سنیها فهماندیم که دشمن درجه یک انها فرقه شیعه هست و این کار با فرقه شیعه هم کردیم و نسلهای مسلمانان را ازبین بردیم...

به چی افتخار می کنید؟؟؟

ماهوارهایمان را راهی خانهایتان کردیم و شبکه های اختصاصی به تمام زبان مسلمان ایجاد کردیم .

فیلم های غیر اسلامی درست کردیم و انها را درست وقت عبادت شماها پخش کردیم و این طور اسلام شما را نابود کردیم...

بازارهایتان را از لباسهای نازک و تنگ پر کردیم و هر روز به نازکی و تنگی ان افزودیم....

به چی افتخار می کنید؟؟؟

فرهنگ دوستی پسرها رو با دخترها رو بین جوانان شما اوردیم و ایمان جوانان شما سست کردیم ....

دانشگاهایتان را با ترفنهای حرفه تعطیلی کردیم و امروز می بینم دانشگاهایتان فقط محل دوستی و رفاقت هست....

به چی افتخار می کنید؟؟؟

به عربها فهماندیم که دشمن سر سخت انها فارسها هستند و به فارسها فهماندیم که عربها دشمن درجه یک انها هستند ....

به چی افتخار می کنید؟؟؟؟

مدام به فارسها از تاریخ درخشان گذشتشان می گوییم و انها را در مقابل اعراب قرار می دهیم....

در بین شما جکهایی در مورد بزرگان شما درست کردیم و شما هم استقبال کردید...

لعن و نفرین و سب را به هر دو فرقه شیعه و سنی اموختیم و به انها گفتیم که باید همدیگر را سب و لعن کنید....

به چی افتخار می کنید ؟؟؟؟

بین دو کشور مسلمان فتنه انداختیم و به یک طرف اسلحه دادیم تا طرف دیگری را بکشد و همینطور نسلهای شما را ازبین بردیم....

قران شما را طبق خواست خودمان تفسیر کردیم و بعضیها رو تکفیر کردیم و گفتیم کشتن اینها حلال است....

مذهب جدیدی درست کردیم و ان را قوی ساختیم و به اسلحه دادیم تا شما را بکشد وشما خواب هستید....

به چی افتخار می کنید؟؟؟؟

برنامهای اجتماعی را بین شما رواج دادیم و شما را مشغول کردیم تا مبادا بیدار شوید و به بسوی ما بیایید....

فیلمهایی ساختیم و خیانت را به خانهای شما اوردیم .....

و خیلی چیزهای دیگر......

و اما ای یهودیان سر افراز امروز هیچ فشنگی روانه ما نمی شود زیرا مسلمانان در گیر کشتار همدیگر هستند شبها را راحت بخوابید .....

زمانی بود که اسلام بر جهان حکومت می کرد

اما امروز مسلمانان نمی توانند بر خود حکومت کنند.....

بله انها در عراق...سوریه....لبنان....یمن....لیبی... تونس....مصر...عربستان....افغانستان.....پاکستان.....ایران....قطر...کویت.....امارات...ترکیه...و خیلی جاهای دیگر دارند همدیگر را می کشند .....بله چون ما به انها فهماندیم که ما دشمن انها نیستیم....

جوان یهودی دستان خود را بالا برد و با تمام قدرت فریاد زد ......ای محمد اسلامی که تو انرا بر تمام جهان فرستادی امروز چراغ ان نور نمی دهد....

ای محمد دیگر کتاب تو خوانده نمی شود زیرا اگر خوانده می شد پیروان تو همدیگر را نمی کشند.....

زمانی تو به انها می گفتی یهودیان دشمن درجه یک تو هستند ولی الان ما قاعده رو تغییر دادیم ...

می بینی ای محمد امت تو غرق در خون است روزانه هزاران مسلمان کشته می شود ان هم به دست مسلمانی دیگر ......زیرا به انها یاد دادیم که انها برادر نیستند زیرا دیگر کتاب تو خوانده نمی شود......
وای بر من و وای بر تویی که این پیام رو پخش نکنی تا همه بدونن که دشمن درجه یک، برادر مسلمان من نیست بلکه یهودی است.....

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود. کشاورز به او گفت: «برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می‌کنم. اگر توانستی دم یکی از این گاوها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.»
مرد قبول کرد. اولین در طویله که بزرگترین در هم بود باز شد. باور کردنی نبود، بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود بیرون آمد. گاو با سم به زمین می‌کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید و گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاو کوچکتر از قبلی بود اما با سرعت حرکت می‌کرد. جوان پیش خودش گفت: «منطق می‌گوید این را هم ول کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.»
سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر می‌کرد ضعیف‌ترین و کوچک‌ترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود بیرون پرید. پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد اما گاو دم نداشت!
زندگی پر از ارزش‌های دست یافتنی است اما اگر به آن‌ها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی

    درباره ما

    جهادگران با بصیرت

    بسم الله الرحمن الرحیم
    اَلا وَ لا یَحْمِلُ هذَا الْعَلَمْ اِلّا اَهْلَ الْبَصَرِ وَ الصَّبْر
    ما همه مدیون خون شهدا هستیم "مقام معظم رهبری"
    شما کابران عزیز می توانید برای پشتیبانی از طریق "تماس با ما" و یا با ارسال پیشنهادات و انتقادات خود به شماره 09116854656 ما را به بهتر شدن تارنمایمان راهنمایی نمایید.
    با تشکر مدیریت سایت جهادگران با بصیرت
    ابوالفضل مهدوی دیوکلائی

    جستجوگر

    شبکه اجتماعی

    مترجم بیان